با مجاورت شدن بسر به مکه، قُثَم بن عباس، استدلال حضرت علی(ع)، شهر را رخنه کرد و بسر بعد از گماشتن شیبه بن عثمان حجبی، [۲۰] به رغم امر معاویه، [۲۱] عده ای از فامیل ابولهب را در مکه از در بین موفقیت و به سوی طائف رفت.[۲۲] وی از آنجا گروهی را برای کشتار شیعه علی(ع) به تَباله در یمن ارسال کرد، ولی بعداً آن ها را هواخواهی اعطا کرد؛ [۲۳] هر یکسری به قصه ابناعثم کوفی،[۲۴] عموم تباله همه از پای پک پذیرایی ترحیم مشهد درآمدند.
بسر در سَراة نیز جمعی دیگر از یاران حضرت علی(ع) را به قتل رساند [۲۵] و در راه و روش صنعا، دو پسر خردسال عبیدالله بن عباس را که نزد بنی کنانه به راز میبردند، راز برید [۲۶] آنگاه در نَجران، و مناطقی دیگر از یمن، زیرا اَرحَب و جُرف و جَیسْان، اکثری از فامیل همدان و بنی سعد و دیگر شیعه ها علی(ع) را به روش فجیعی کشت و زنان آنها را به اسارت گرفت.[۲۷]
جنایات بُراز در یمن
زیرا بسر به صنعا رسید، عبیدالله بن عباس و سعید بن نمران به کوفه گریختند و جانشین عبیدالله بعداز چندی مقاومت کشته شد.[۲۸] شماری از ایرانیان یمن (ابناء) که به روایتی، به دو پسر عبیدالله حفاظت داده بودند، به قتل رسیدند.[۲۹] بعد از آن، وائل بن حجر، که در ظواهر از یاران امام علی (ع) بود، در رفتاری خیانتکارانه، بسر را به حضرموت که عده ای از عثمانیه در آنجا بودند، فراخواند که در ادامه آن اکثری از یاران حضرت علی(ع) کشته شدند.[۳۰]
فرار کردن به یمامه
علی(ع) در خطبهای دو کارگزار خویش در یمن را ملامت کرد و با سخنانی عتاب آمیز عموم را به رویارویی با معاند برانگیخت. جاریة بن قدامه سعدی به فرمان آن حضرت، با دو هزار سپاهی از بصره تخت گاز به طرف صنعا جنبش کرد. وهب بن مسعود خثعمی نیز با دو هزار سپاهی از کوفه، در حجاز به وی پیوست.[۳۱] جاریه شتابان خویش را به یمن رساند و در تعقیب بسر به حضرموت تاخت. ازین رو بسر به مرز و بوم بنی تمیم در یمامه گریخت. بعداز شهیدشدن امام علی(ع)، جاریه بعداز چندی توقف در جرش به مکه و مدینه رفت و از عموم به اسم حسن بن علی(ع) بیعت گرفت و به کوفه برگشت.[۳۲] بسر نیز سوای دادن تلفات، از رویکرد سماوه به شام رفت.
شمار عده ای که بُرمز آنان را به قتل رساند
شمار عده ای را که بسر در رفت و رجوع و برگشت به قتل رساند سی هزارتن یا این که بیشتر دانستهاند.[۳۳]
در بعدازظهر امام حسن (ع)
در سال ۴۱ قمری، بعداز شهیدشدن امام علی(ع)، بسر به همدم معاویه برای مقابله با حسن بن علی(ع) از دمشق عازم عراق شد.[۳۴] او که فرمانده طلایه سپاه معاویه بود، در برخی زد خوردها از سران امام حسن(ع) ناکامی خورد.[۳۵]
از کارگزاران معاویه
در به عبارتی سال، بعد از صلح امام حسن(ع) با معاویه، که حُمران بن ابان بر بصره برنده شد، معاویه، بسربن ارطاة را برای دفع وی ارسال کرد و همینطور امر قتل فرزندان زیاد، والی حضرت علی (ع) در عجم را اعطا کرد. بسر، پسران زیاد را دستگیر کرد و ترساندن به قتل نمود، البته پیرو میانجی گری ابوبکره، اخوی زیاد، نزد معاویه دست از وی دستگیر. بعد از آن، بسر شش ماه در بصره حکومت کرد و بعد در اواخر سال ۴۱ ق برکنار و عبدالله بن عامر بن کریز به مکان وی منصوب شد.[۳۶] از قصه متعدد ثقفی [۳۷] بر میاید که بسر بعد از آن، با سپاهی به بصره بازگشته و با انذار از عموم بیعت گرفته و بعداز استیفای اموال عبدالله بن عامر، به معاویه پیوسته میباشد. منابع از ماجرای گفتگوی بسر و عبیدالله بن عباس در حضور معاویه و تصمیم عبیدالله به انتقام خون پسرانش از بسر حرف گفتهاند.[۳۸]
با مجاورت شدن بسر به مکه، قُثَم بن عباس، استدلال حضرت علی(ع)، شهر را رخنه کرد و بسر بعد از گماشتن شیبه بن عثمان حجبی، [۲۰] به رغم امر معاویه، [۲۱] عده ای از فامیل ابولهب را در مکه از در بین موفقیت و به سوی طائف رفت.[۲۲] وی از آنجا گروهی را برای کشتار شیعه علی(ع) به تَباله در یمن ارسال کرد، ولی بعداً آن ها را هواخواهی اعطا کرد؛ [۲۳] هر یکسری به قصه ابناعثم کوفی،[۲۴] عموم تباله همه از پای پک پذیرایی ترحیم مشهد درآمدند.
بسر در سَراة نیز جمعی دیگر از یاران حضرت علی(ع) را به قتل رساند [۲۵] و در راه و روش صنعا، دو پسر خردسال عبیدالله بن عباس را که نزد بنی کنانه به راز میبردند، راز برید [۲۶] آنگاه در نَجران، و مناطقی دیگر از یمن، زیرا اَرحَب و جُرف و جَیسْان، اکثری از فامیل همدان و بنی سعد و دیگر شیعه ها علی(ع) را به روش فجیعی کشت و زنان آنها را به اسارت گرفت.[۲۷]
جنایات بُراز در یمن
زیرا بسر به صنعا رسید، عبیدالله بن عباس و سعید بن نمران به کوفه گریختند و جانشین عبیدالله بعداز چندی مقاومت کشته شد.[۲۸] شماری از ایرانیان یمن (ابناء) که به روایتی، به دو پسر عبیدالله حفاظت داده بودند، به قتل رسیدند.[۲۹] بعد از آن، وائل بن حجر، که در ظواهر از یاران امام علی (ع) بود، در رفتاری خیانتکارانه، بسر را به حضرموت که عده ای از عثمانیه در آنجا بودند، فراخواند که در ادامه آن اکثری از یاران حضرت علی(ع) کشته شدند.[۳۰]
فرار کردن به یمامه
علی(ع) در خطبهای دو کارگزار خویش در یمن را ملامت کرد و با سخنانی عتاب آمیز عموم را به رویارویی با معاند برانگیخت. جاریة بن قدامه سعدی به فرمان آن حضرت، با دو هزار سپاهی از بصره تخت گاز به طرف صنعا جنبش کرد. وهب بن مسعود خثعمی نیز با دو هزار سپاهی از کوفه، در حجاز به وی پیوست.[۳۱] جاریه شتابان خویش را به یمن رساند و در تعقیب بسر به حضرموت تاخت. ازین رو بسر به مرز و بوم بنی تمیم در یمامه گریخت. بعداز شهیدشدن امام علی(ع)، جاریه بعداز چندی توقف در جرش به مکه و مدینه رفت و از عموم به اسم حسن بن علی(ع) بیعت گرفت و به کوفه برگشت.[۳۲] بسر نیز سوای دادن تلفات، از رویکرد سماوه به شام رفت.
شمار عده ای که بُرمز آنان را به قتل رساند
شمار عده ای را که بسر در رفت و رجوع و برگشت به قتل رساند سی هزارتن یا این که بیشتر دانستهاند.[۳۳]
در بعدازظهر امام حسن (ع)
در سال ۴۱ قمری، بعداز شهیدشدن امام علی(ع)، بسر به همدم معاویه برای مقابله با حسن بن علی(ع) از دمشق عازم عراق شد.[۳۴] او که فرمانده طلایه سپاه معاویه بود، در برخی زد خوردها از سران امام حسن(ع) ناکامی خورد.[۳۵]
از کارگزاران معاویه
در به عبارتی سال، بعد از صلح امام حسن(ع) با معاویه، که حُمران بن ابان بر بصره برنده شد، معاویه، بسربن ارطاة را برای دفع وی ارسال کرد و همینطور امر قتل فرزندان زیاد، والی حضرت علی (ع) در عجم را اعطا کرد. بسر، پسران زیاد را دستگیر کرد و ترساندن به قتل نمود، البته پیرو میانجی گری ابوبکره، اخوی زیاد، نزد معاویه دست از وی دستگیر. بعد از آن، بسر شش ماه در بصره حکومت کرد و بعد در اواخر سال ۴۱ ق برکنار و عبدالله بن عامر بن کریز به مکان وی منصوب شد.[۳۶] از قصه متعدد ثقفی [۳۷] بر میاید که بسر بعد از آن، با سپاهی به بصره بازگشته و با انذار از عموم بیعت گرفته و بعداز استیفای اموال عبدالله بن عامر، به معاویه پیوسته میباشد. منابع از ماجرای گفتگوی بسر و عبیدالله بن عباس در حضور معاویه و تصمیم عبیدالله به انتقام خون پسرانش از بسر حرف گفتهاند.[۳۸]

تفاوت پذیرایی مراسم ترحیم خانوادگی و مراسمهای پرجمعیت